gl/l (1068)

خرید بک لینک

مقدمه
ضرورت مطالعه همه جانبه و متعاقباً توسعه و بهره برداري و حفظ و حراست از منابع أبهاي زير زميني در هر منطقه امري واجب و لازم و يكي از راههاي رسيدن به خود كفايي ميتوان محسوب كرد. در اين راه بايد از تمام امكانات موجود به بهترين نحو استفاده كرده و با ياري گرفتن از جديدترين دانشها و تجربه ها ي علمي و عملي و بكار بستن بهترين روشها به استخراج از اين ثروت نهفته در خاك بپردازيم . اما از أنجائيكه اين منابع در اكثر نقاط كشور ما محدود و در خور توجه بوده و از طرفي هميشه همراه با هرگونه توسعه و پيشرفتي محدوديتهايي هم ببار مي أورد در اين زمينه هم ميبايستي قبل از توسعه و استخراج از اين مايع حياتي به اصول و قوانين صحيحي كه براي حفظ از أن لازم است توجه زياد نمود تا در دراز مدت نتيجه مطلوب عايد گرد و دچار مشكلات نگرديم.
منظور از تهيه اين گزارش شتاسائي منايع أبهاي حوزه أبريز پشتكوه بوده كه در قالب مطالعات شتاسائي لأبهاي زير زميني انجام پذيرفته و نتيجه و پيشنهادات در جهت بهبود وضعيت عمومي منطقه به طور مفصل توضيح و ارائه طريق گرديده است.

كليات
( وضعيت طبيعي , جغرافيايي, اجتماعي, اقتصادي و كشاورزي منطقه )
منطقه مورد مطالعه داراي 1854 كيلومتر مربع وسعت كه از نظر تقسيمات كشوري قسمتي از بخش پشتكوه شهرستان ني ريز بين طول هاي جغرافيايي 7-54 تا 40-54 و عرضهاي جغرافيايي 8- 29 تا 53-29 در سمت شمال شرق اين شهرستان قرار گرفته است..

مركز اين بخش بنام مشكان در دامنه ارتفاعات غربي همين حوزه واقع و بلحاظ كوهستاني بودن در تابستان داراي أب و هواي خوب و ييلاقي و زمستان سرد ميباشد.

جمعيت كل اين بخش حدود 22000 نفر كه تعداد 12800 نفر از أن در اين محدوده بطور پراكنده اسكان دارند . تراكم جمعيت حدود 7 نفر در هر كيلومترمربع ميباشد.

شغل اصلي مردم كشاورزي , دامداري , قاليبافي و تعدادي سرگرم باغات ديمي ميباشند.

دورترين أبادي منطقه بنام روستاي چاهك تا شهرستان ني ريز بيش از 100 كيلومتر فاصله دارد.

جاده اسفالته ني ريز به سيرجان از ناحيه جنوبي منطقه عبور و أنتهاي شمالي منطقه توسط جاده شوسه از طريق هرات ***** به استان يزد ارتباط پيدا ميكند.

اهالي قسمت عمده مايحتاج خود را گذشته از شهرستان نيريز از اين استان تهيه و رابطه اقتصادي نزديكي با يكديگر دارند .

جاده شوسه اي كه از ارتفاعات غربي عبور كرده و به گردنه راه دراز معروف است راه ارتباطي منطقه با خيرأباد ****ا.

از نظر كشاورزي و حاصلخيزي خاك منطقه اي نسبتاً خوب و نوع كشت أبي أن شامل گندم, جو, يونجه, كنجد، چغندر قند, هندوانه, خربزه و مقدار قابل ملاحظه اي دانه أفتاب گردان ميباشد از ظاهر امر چنين بر ميأيد كه تخم أفتاب گردان در منطقه داراي بازده خوب مي باشد كه توجه مسئولان امر را به گسترش كشت اين دانه روغني جلب مينمايد.

همچنين بلحاظ كوهپايه اي بودن و ميزان نزولات جوي نسبتاً خوب ساليانه و وجود بوته هاي مرتعي و درختان جنگلي جهت توسعه درختان ميوه ديمي و گسترش مرتع و دامداري منطقه اي مناسب بنظر ميرسد و در حال حاضر داراي حدود 300 هكتار باغات ديمي از قبيل بادام, انگور و حدود 400 هزار راس دام ميباشد كه بايستي به أنها توجه بيشتر گردد.

جدول سطح زير كشت محصولات ساليانه و باغات
رديف نوع كشت سطح زير كشت هكتار

1 گندم 4257

2 جو 1587

3 پنبه 2700

4 چغندر قند 337

5 افتاب گردان 2600

6 سيب زميني 205

7 نخود 125

8 كنجد 80

9 يونجه 311

10 پياز 40

11 هندوانه 2675

12 خربزه 150

13 باغات ابي 100

14 باغات ديمي 300

4-هواشناسي

نظرباينكه موقعيت جغرافيايي و وضع اب هوا از عوامل مهم در كيفيت و كميت آبهاي زير زميني بوده و از طرفي

اوضاع كلييماتوژي تل رابطه مستقيم با عوا مل بوي از قبيل ميزان نزولا ت جوي تبخيرو تعرق- درجه حرارت

دارد احتمالا به بررسي اين عوامل در منطقه مي پردازيم.

منطقه مورد مطالعه از نضر جغرافيائي 7- 54 تا 40 – 54 طول شرقي و بين 8- 26 تا 53- 39 عرض شمالي قرار گرفته است.

آب و هواي منطقه كه بخش كوچكي از فلات ايران و همجوار با ناحيه كويري مي باشد تقريباً از نوع بري نيمه خشك مديترانه ميتوان محسوب نمود.

بطور كلي هرچه ميزان نزولات جوي در منطقه بيشتر باشد درآمد بيشتري از آن نفوذ و در نتيجه تبخير كمتر گشته و در كيفيت آب منطقه موثر مي باشد.

متوسط بارندگي ساليانه كه با استفاده از ايستگاههاي باران سنجي مشكان و حسن آباد محاسبه گرديده حدود 318 ميليمتر مي باشد كه درصدي آز آن هم بصورت برف در سطح حوزه مي نشيند و اثرات خوبي در وضعيت عمومي منطقه دارد .

گرچه به علت موجود نبودن ايستگاه تبخير سنجي در حوزه آبريز از ميزان تبخير و تعرق و همچنين درجه حرارت منطقه اطلاعي در دست نيست در اينجا ضمن لزوم تاسيس يك ايستگاه تبخير سنجي در محل تاثير اين عوامل در آب و هوا و نهايتاً در موقعيت هيدرولوژي منطقه بازگو مينمائيم.

هر مقدار در منطقه تبخير و تعرق بيشتر صورت گيرد مقدار بيشتري آب از اين راه از دست ميرود كه خود باعث افزوده شدن املاح موجود در آب سفره زير زميني ميگردد.

مضافاً اينكه درجه حرارت هم به سهم خود از عوامل اضافه كننده املاح آب و محيط مناسبي براي انجام يك سري فعل و انفعالات شيميايي جهت انحلال املاح موجود در زمين و بالا بردن كيفيت آب مي توان محاسبه نمود.

چشمه هاي موجود در اين ناحيه و بعضي از قنوات از تغذيه اين آهكها استفاده مي نمايند. آبدهي ويژه محاسبه گرديده در سطح اين آهك طبق آبدهي لحظه اي چشمه ها و قنواتي كه مستقيماً از اين فرماسيون در محدوده حوزه بيرون مي آيد طبق فرمول مقابل برابر 39/0 ليتر در ثانيه در كيلومتر مربع ميباشد

.

گرچه آبدهي ويژه اين محدوده زياد بنظر نمي رسد و از طرفي هم تكتونيك موجود در بعضي از مناطق آهك گسيختگي ايجاد كرده و حتي بصورت كلاهك در آورده پيشنهاد حفر چند حلقه چاه يا پيرومتر اكتسافي آهكي در مناطق ده چاه و مشكان و شهرياري لازم بنظر مي رسد.

از كرتاسه بالايي سري دگرگون گشته رنگي بنام كالرد ملانژ در انتهاي گسلهاي عميق موجود رخنمون دارد كه انحلال املاح آنها در بالا بردن كيفيت آب منطقه مي تواند تاًثير داشته باشد .

از كرتاسه فوقاني آهك دو لوميتي نرم رنگ تاربور در سطح ناچيز در ناحيه جنوبي بيرون زدگي دارد

دوران سوم:
11% حوزه را مي پوشاند
دوران سوم بترتيب رسوبات تبخيري و قاره اي نئوژن بصورت تپه ماهور بيرون زدگي دارد كه اين تشكيلات بعلت قابليت انحلال و دولابي بودن منشاً آنها تاًثير منفي در كيفيت آب منطقه دارد.

و فرسايش آها باعث تشكيل آبرفت دانه ربز و مارني با بافت سنگين در منطقه گرديده جنس آنها احتمالاً از ميوسن تا پليوسن ميباشد.

از دوره پليوسن تشكيلات كنگلومرائي كه نتيجه حركات مختلف كوهزائي ناشي از كوهزائي مربوط به اواخر دوران سوم در منطقه زاگرس ميباشد موجود و مواد تشكيل دهنده آنها از فرسايش مواد تخريبي گوناگون موجود در حوزه تشكيل يافته و از انبار شدن آنها بر روي هم باعث بروز ناحيه وسيعي از تبه ماهور هاي كوتاه و بلند گرديده.

ضخامت آنها نسبتاً زياد و قسمتهاي سطحي آنها قابل نفوذ و در تغذيه دشت موثر ميباشند و در بعضي مناطق سنگ كف دشت را شامل ميگردند.

مواد تشكيل دهنده آنها اكثراً گرد و كروي كه توسط سيماني از آهك يا ماسه و سليس به هم جون خورده و داراي جور شدگي ضعيفي از نظر دانه بندي ميباشند.

دوران چهارم:
رسوبات دوره چهارم در منطقه جمعاً 58% از سطح منطقه را ميپوشاند كه بترتيب مخروط افكنه هاي تشكيل شده دز دهانه دره ها و تراسهاي نسبتاً ويسع و آبرفتهاي با اندازه هاي مختلف شامل مي گردد كه سفره آب زير زميني منطقه را تشكيل مي دهند .
مواد تشكيل دهنده آنها حاصل تجزيه و تخريب تشكيلات موجود در حوزه اعم از ( دگرگوني آهكي- كنكلومرائي ) ميباشند و بستگي به موقعيت توپوگرافي منطقه ضخامتهاي متفاوتي را در نقاط مختلف تشكيل داده اند.

بهمين لحاظ منطقه داراي خصوصيات مخزني متفاوتي از نظر آبگيري و آبگذاري گرديده است. جدول مساحت تشكيلات مختلف زمين شناسي حوزه بتفكيك محاسبه و بپيوست ميباشد.

جدول مساحت و درصد مساحت تشكيلات زمين شناسي حوزه آبريز پشتكوه ني ريز
رديف نام تشكيلات مساحت جز rm2 مساحت نسبي بر حسب درصد

1 تشكيلات دگرگوني 5/275 86/14

2 آهك اوربيتولين دار 5/281 19/15

3 كالرد ملانژ 6 32/0

4 آهك تاربور 6/3 19/0

5 نئوژن 7/1 09/0

6 بختياري 8/202 94/10

7 واريزه مخروط افكنه و تراس 6/681 78/36

8 آبرفت 7/400 62/31

جمع 4/1853 100%

هيدرولوژي:
وضعيت كلي آبهاي زير زميني هر حوزه ارتباط مستقيم با اوضاع هيدرولوژي آن منطقه دارد. به همين جهت ضمن رسم منحني هاي هيپسومتري و آلتيمتري حوزه به بررسي حالت فيزيكي حوزه و وضعيت رودخانه ها و مسيلهاي موجود و اثرات آنها در كميت و كيفيت منابع آب اين منطقه ميپردازيم . منطقه مورد مطالعه جز كوچكي از حوزه ابريز بسته باتلاق گاو خوني ميباشد.
مساحت كل حوزه آبريز مورد مطالعه حدود 4/1853 كيلومتر مربع كه از اين مقدار 1082 كيلومتر مربع دشت و واريزه و مخروط افكنه و بقيه آن ارتفاعات مي باشد .

منطقه مورد مطالعه از نظر فيزيكي حوزه اي نسبتاً كشيده ضريب گراوليوس محاسبهشده حدود 64/1 ميباشد.

بلندترين ارتفاع حوزه بنام كوه سرسفيد 3085 متر در قسمت غربي و پائين ترين ارتفاع حوزه در محل خروجي 1700 متر نسبت به دريا ارتفاع دارد.

ارتفاع متوسط حوزه كه از روي منحني آلتيمتري و هيپسومتري محاسبه گرديده حدود 2010 متر ميباشد.

از روي منحني هيپسومتري رسم شده سطوحي از حوزه كه بين ارتفاع 2200 تا 3085 متر قرار گرفته بدليل شيب تند اين منحني احتمال جاري شدن سيل بعلت ريزش سريع آب ( در همين محدوده ) در حوزه زياد ميباشد كه در محاسبه بيلان از اين سطوح استفاده گرديده است.

و همچنين از روي همين منحني ارتفاعي كه بيش از ساير ارتفاعات سطح حوزه را ميپوشاند بين ( 2000-1800) ميباشد.

در منطقه رودخانه دايمي موجود نمي باشد و مازاد نزولات جوي حوزه آبريز ده چاه بعد از نفوذ در ارتفاعات به سمت دشت جريان و قسمت اعظم آن در مخروط افكنه ها و در بستر مسيلها و به داخل آبرفتهاي دانه درشت حواشي دشت نفوذ و بقيه سيلاب بصورت سرزير از سمت شمال قريه ده چاه از دشت نيمه بسته ده چاه بطرف منطقه قوري جريان و با مسيلهاي فرعي اطراف قوري تشكيل مسيل نسبتاً بزرگي بنام مسيل چاه كانگ ميدهد كه اين مسيل و مسيلي كه ار ناحيه محمود آباد وارد دشت چاه كلنگ مي شود بعلت پخش شدن آن و دانه درشت بودن بستر مسيل نقش مهمي در تغذيه اين ناحيه از دشت چاه كلنگ دارد.

با ايجاد طرح تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب بر روي اين مسيل در همين ناحيه ميتواند مفيد تر از وضع فعلي واقع گردد.

مسيل فوق الذكر در انتهاي خروجي منطقه چاه كلنگ با مسيلي كه از خروجي دشت شهرياري سر چشمه مي گيرد پيوسته و بعد از گذشتن از ناحيه شرقي دشت چاهك با مسيلهايي كه از نواحي كوهپايي سعدويه سليمانيه و كلوتنگ جاري ميگررردند تشكيل مسيل واحدي داده و از منطقه خارج ميگردند .

در مناطق سليمانيه و شهرياري نقش تغذيه مسيلهاي و چاه منبع در سفره اب زير زميني كاملا مشهود ميباشد .

با توجه به ميزان نزولات جوي نسبتاًخوب ساليانه و با توجه به شكل هندسي حوزه ميتوان قسمت اعظم سيلابي كه در حال حاضر از منطقه خارج ميگردند در دشتهاي چاه كلنگ سليمانيه – شهرياري و چاهك مهار نمود .نيكويي در تغذيه سفره اب زير زميني موجود دارند.. پيشنهاد نصب چندين اشل در مناطق مختلف مسيلهاي ياد شده جهت كنترل ميزان سيلاب خارج شده از حوزه واجب بنظر مي رسد. .

بر روي نقشه حوزه موقعيت مسيلهاي كه مي توان در تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب به منطقه كمك نمود بطور شماتيك در صفحه بعد نشان داده شده است.

با محاسبه سطح آبگير هر مسيل و حجم آب جريان يافته مربوط به هر مسيل مقدار نفوذ موثر آن به سفره آب زير زميني منطقه را مي توان حساب نمود . البته راههاي تغذيه و پخش سيلاب براي هر كدام از مسيلها با توجه به اوضاع مورفولوژي متفاوت كه ميبايد بعد از بررسي مناسبترين راه ممكنه را براي هر كدام انتخاب نمود .

جدول توزيع ارتفاع حوزه نسبت به سطح و درصد سطح جهت منحني هيپسو متري و آلتيمتري
رديف حدود ارتفاع بمتر سطح جزئي km2 فركانس تجمعي فركانس آلتيمري درصد درصد تراكمي

1 1800-1700 5/324 4/1853 51/17 100

2 2000-1800 7/563 9/1528 41/30 5/82

3 2100-2000 4/468 2/965 27/25 1/52

4 2200-2100 2/153 8/496 27/8 8/26

5 3085-2200 6/343 6/343 54/18 19

هيدروشيمي
يكي از مواد ضروري و مهم در مطالعات آبهاي زير زميني بررسي هيدروشيمي حوزه مربوطه و عوامل دخالت كننده در اين رابطه ميباشد.
بطور كلي منشاً اصلي آبهاي زير زميني در هر جا قسمتي از ريزشهاي جوي موجود مي باشد و آبي هم كه از اين طريق به زمين مي رسد ابتدا فاقد املاح بوده و ضمن تماس با تشكيلات مختلف زمين شناسي و نفوذ و جريان يافتن و طي نمودن مسافتي در داخل سفره آب زير زميني بتدريج بر ميزان املاح آن افزوده و از نظر كيفيت و ميزان املاح آن افزوده و از نظر كيفيت و ميزان املاح شكلهاي مختلفي بخود ميگيرد كه اين مسئله از طريق آناليز شيميايي نمونه آبهاي منطقه و رسم و تفسير نقشه هاي هيدروشيمي از قبيل نقشه كلر- هدايت الكتريكي – تيپ آب و رسم دياگرام هولر و غيره و ارتباط دادن تاًثير تشكيلات زمين شناسي حوزه ميپردازيم .

در اينجا به تفسير نقشه هاي هيدروشيمي و علل وجود ميزان املاح موجود در آبهاي زير زميني حوزه ميپردازيم.

الف: تفسير نقشه هدايت الكتريكي سفره موجود

از روي اين نقشه كه بازگو كننده كيفيت عمومي آبهاي زير زميني و حركت آب مي باشد. منحني هاي از 500 تا 1500 در دشت چاه و از 1000 تا 1500 در ناحيه غربي دشت ده چاه و از 1000 تا 1500 در ناحيه غربي دشت چاه كلنگ و كمتر از 4000 در ناحيه شرقي چه كلنگ و 1200تا 3000 در دشت چاهك و سعدويه و تا 3000 در دشت شهرياري نمايانگر جهت هاي تغذيه و اثرات مسيلها و تشكيلات زمين شناسي حواشي دشت و منحني هاي 2500 تا 4000 در دشت چاهك از 4000 تا 6500 در دشتهاي چاه كلنگ و چاهك و سعدويه 3500 در دشت ده چاه بازگو كنده آبرفت دانه ريز با بافت سنگين و اثرات سنگ كف متامورفيك و تشكيلات تبخيري و پيمودن مسافت زياد آبهاي زير زميني و مناطق تخليه ميباشد.

در ناحيه جنوبي شهرياري و چاه كلنگ منحني هاي 1000 تا 2000 هدايت الكتريكي مربوط به تغذيه مسيل محمود آباد كه از ارتفاعات غربي مشكان ( تشكيلات آهكي كرتاسه و بختياري ) سرچشمه مي گيرد ميباشد.

از تفسير نقشه كلر حوزه كه مقدار يون كلر محلول در آب در طول جريان ( مسير ) نشان ميدهد بدليل تبعيت از نقشه هدايت الكتريكي خودداري ميگردد.

پس زدگي و انحنا منحني نقشه هاي شيميايي در جهت جريان ( مسير) نشان ميدهد بدليل تبعيت از نقشه هدايت الكتريكي خودداري مي گردد . پس زدگي و انحنا منحني نقشه هاي شيميايي در جهت جريان و مناطق تغذيه و بهره برداري كاملاً گويا و در مناطق سلمانيه و سعدويه اثرات تغذيه مفيد مسيل سلمانيه در شكل منحني هاي نقشه هاي كلر و هدايت الكتريكي كه بشكل U در أورده كاملاً روشن مي باشد.

ب: تفسير نقشه تيپ أب منطقه

از روي اين نقشه كه برتري ميزان يونهاي موجود ملاك عمل مي باشد مناطق بيكربناته موئد أبرفت دانه درشت و نقاط تغذيه و أبرفت حاصل از تشكيلات متامورفيت و نسبتاً دانه ريز و أبرفت دانه ربز و انحلال همين تشكيلات بوده و مناطق كلروره دليل پر نمودن مسافت زياد أبهاي زير زميني و أبرفت دانه ريز و مارني و مناطق تخليه و سنگ كف تشكيلات تبخيري و أبرفت با بافت سنگين ميباشد.

پ: بررسي دياگرامهاي شولر رسم شده

از روي دياگرام شولر رسم گرديده براي تعدادي از منابع . فواصل خطها براي راههاي رسم شده در نقاط مختلف سفره پيدا ميباشد.

يعني هر چه از مناطق تغذيه سفره فاصله مي گيريم اضافه شدن املاح از روي اين دياگرام نمايان ميباشد.

ت: طبقه بندي أب منطقه از نظر كشاورزي

طبق جدول طبقه بندي أب از روي 150 نمونه أب أناليز شده:

3/5% از أنها خوب

41% ار أنها نسبتاً خوب

1/37% از أنها بد

6/16% از أنها خارج از جدول و خيلي بد ميباشد

نتيجه :

بطور كلي چنين نتيجه مي گيريم كه كيفيت أبهاي زير زميني منطقه ارتباط مستقيم با نوع و جنس أبرفت و جنس سنگ كف و تشكيلات زمين شناسي و جهات مختلف تغذيه و جريان و تخليه در منطقه دارد.

جدول طبقه بندي أب منابع موجود از نظر كشاورزي
رديف گروه نسبت درصد كيفيت

1 C2-51 3/5% خوب

2 C3-51 22% نسبتاً خوب

3 C3-52 19% نسبتاً خوب

4 C4-52 6/26% بد

5 C4-53 5/10% بد

6 خارج از كادر 6/16% خيلي بد

8 – هيدروژئولوژي

بعلت تحمل تكتونيك شديد و واقع شدن در مركز فشار حوزه تشكيل شده از نظر مورفولوژي موقعيت توپوگرافي نا همواري پيدا كرده و همين امر باعث بروز خصوصيات مخزني و هيدروژئولوژيكي متفاوتي از نظر تشكيل سفره هاي آب زير زميني گرديده است.

سفره دشت نيمه بسته ده چاه

سفره كوهپايه اي بهويه و توري

سفره مناطق چاه كلنگ و شهرياري

سفره مناطق سعدويه , سلمانيه و چاهك
خصوصيات هر كدام از سفره هاي تشكيل شده در آخر همين بخش از گزارش مفصلاً تشريح خواهد گرديد.
حال به بررسي اوضاع هيدروژئولوژي عمومي منطقه ميپردازيم .

آبرفت دشت حاصل تجزيه و تخريب تشكيلات موجود در حوزه و نوع جنس آن در نقاط مختلف فرق و تراوائي و كيفيت منابع آب زير زميني ارتباط مستقيم با نوع و جنس آبرفت و جهتهاي تغذيه دارد .

يعني آن قسمت از سفره تشكيل يافته در آبرفت كه از فرسايش تشكيلات آهكي و كلگومرائي و بطور كلي دانه درشت حاصل گرديده موقعيت مناسب و در آن ناحيه از سفره كه حاصل تشكيلات تبخيري و دگرگوني نتيجه گشته بعلت دانه ريز بودن و قابليت تعرق و انحلال موقعيت نامناسبي از نظر كميت و كيفيت دارد.

منابع تغذيه عبارتند از نزولات جوي . نفوذ در داخل مخروط افكنه ها و تراسها و آبرفتهاي حواشي دشت و تشكيلات آهكي كرتاسه و بختياري و مقدار ناچيز نزولاتي كه توسط گسلها و شكافهاي موجود بداخل تشكيلات دگرگوني وارد شده مي باشد .

منابع تغذيه چشمه هاي موجود هم آهكهاي كرتاسه واقع در حاشيه غربي و از تراسهاي موجود مي باشد كه اكثراً توسط گسل يا سرريز و كتتاكت به بيرون راه پيدا مي كند.

منابع تغذيه قنوات هم از سرريز آهكها و از تغذيه تراسها و آبرفتهاي حواشي دشت و تشكيلات بختياري و تغذيه جانبي مسيلها مي باشد.

كل تخليه ساليانه از منابع موجود در سطح حوزه 1/87 ميليون متر مكعب بوده كه از اين رقم 88% آن مربوط به تخليه 178 حلقه چاه عميق و نيمه عميق با متوسط آبدهي 16 ليتر در ثانيه و 10% از آن مربوط به 39 رشته قنات با متوسط آبدهي 5/7 ليتر در ثانيه و 2% از آن مربوط به 14 دهنه چشمه با متوسط آبدهي 5/3 ليتر در ثانيه مي باشد.

از كل تخليه ساليانه 87 ميليون متر مكعب موجود6/80 ميليون متر مكعب آن مربوط به تخليه از سفره آبرفتي و 4/6 ميليون متر مكعب آن مربوط به تخليه از سطح آهك ( توسط چشمه ها و چشمه قناتها ) ميباشد.

طبق جدول طبقه بندي آب از نظر كشاورزي تقريباً كيفيت اكثر منابع جهت كشتهاي موجود در منطقه نسبتاً خوب ميباشد.

از روي نقشه هم عمق سطح آب زير زميني رسم شده كه تقريباً كم و بيش از نقشه تراز سطح آب زير زميني سفره موجود طبعيت مي نمايد. تغذيه جانبي آهكهاي كرتاسه و تشكيلات بختياري و مسيلهاي حسن آباد و چاه كلنگ و محمود آباد و چاه منج و سليمانيه و گلو تنگ و گلوگاه كاملاً مشهود و همچنين پس زدگي و انحناهائي كه در روي نقشه هاي شيميائي رسم شده ديدهمي شود اثرات تشكيلات موجود و مسيلها را روشن ميسازد.

همانطوريكه در بخش هيدرولوژي هم گفته شد با طرح تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب بر روي مسيلهاي موجود مي توان كمك موثري به سفره آب زير زميني موجود نمود.

نتيجه- حال با استفاده از تعبير و تفسير نقشه هاي كم عمق و شيميائي رسم شده و با توجه به وضع مرفولوژي موجود بتفسير موقعيت هيدرولوژي سفره هاي آب زير زميني تشكيل يافته در حوزه مي پردازيم.

سفره دشت نيمه بسته ده چاه
به دليل واقع بودن دشت ده چاه در ابتداي حوزه آبريز و شيب توپوگرافي نسبتاً تند و دانه ريز بودن آبرفت در بعضي از مناطق دشت و كمي تغذيه سفره تشكيل شده نسبتاً فقير و چاهها آز آبدهي نسبتاً كمي بين 5 تا 15 ليتر در ثانيه برخوردار بوده و ضخامت آبرفت بين 35 تا 120 متر متغير و برخورد به سطح آب بين 15 تا 55 متر مي باشد.
نوع آبرفت در حاشيه هاي دشت دانه درشت و در مركز و انتهاي دشت يعني در حوالي شمال غربي آبادي ده چاه دانه ريز و مارني مي باشد.

منابع و محلهاي تغذيه سفره مسيلهاي موجود در اطراف خصوصاً مسيلي كه از ناحيه جنوبي حسن آباد وارد دشت شده و تراسهاي تشكيل شده و تراسهاي تشكيل يافته در ناحيه شمال غربي و مخروط افكنه ها و مقداري آهكهاي موجود در حواشي و تشكيلات بختياري ميباشند.

جهت جريان كلي آبهاي زير زميني تقريباً جنوب غرب به سمت مال شرق ميباشد.

دشت ده چاه از نظر مرفولوژي تقريباً سفره نيمه بستهاي از نظر آبهاي زير زميني تشكيل داده است كه احتمالاً از طريق سر ريز از ناحيه شمالي دهكده ده چاه خروجي سطحي و زير زميني به سمت منطقه قوري دارد .

نقشه هاي هم عمق و هيدروشيمي منطقه هه گوياي اين ادعا مي باشد.

سنگ كف دشت تشكيلات بختياري و تبخيري و آهك كرتاسه و كالرد ملانژ ميباشد.

سفره كوهپايه اي ناحيه قوري و بهبويه
تراسهاي آبرفتي و مخروط افكنه هاي كوچك موجود در سفره آب زير زميني منطقه را تشكيل ميدهند كه چاهها و قنوات و چشمه هاي موجود از اين تراسهاي آبرفتي تغذيه ميكردند.
بعلت بالا بودن سنگ كف و وجود آبرفت مارني و غير قابل نفوذ در شمال آبادي قوري ( در مسير جاده قوري به چاه كلنگ ) آبهاي نفوذي جريان يافته از تراسها و مخروط افكنه ها بصورت زه آب و چشمه در سطح زمين ظاهر گرديده است.

جهت جريان محلي غربي شرقي و سنگ كف در ناحيه جنوبي بختياري و در ناحيه غربي تشكيلات تبخيري و بختياري مي باشد.

حداكثر ضخامت آبرفت 60 متر مي توان تخمين زد.

سفره مناطق چاه كلنگ و شهرياري
در مناطق شهرياري و چاه كلنگ بعلت وجود يكسري تپه ماهورهاي كنگلو مرائي يا آبرفتي در امتداد شمالي جنوبي و وجود گسل سرتاسري هم جهت با امتداد تپه ماهورها باعث ايجاد تقريباً دو سفره جداگانه گرديده است كه خصوصيات هر كدام جداگانه مورد بررسي قرار ميدهيم.
وجود تپه ماهورهاي موجود احتمالاً يا بر اثر گسل موجود حادث گشته و شايد هم ريشه تشكيلاتي داشته باشد

الف- سفره دشت چاه كامگ

سفره آب زير زميني اين دشت در حوزه اي كشيده و ناهموار تشكيل يافته خصوصيات هيدروژئولوژيكي نقاط مختلف آن بقرار زير ميباشد.

در ناحيه شرقي بعلت شيب تند توپوگرافي و نا همواري و عدم تغذيه كافي و سنگ كف دگرگوني و نئوژن و جنس آبرفت حاصل از ( تجزيه و تخريب تشكيلات متامورفيك و تبخيري ) سفره تشكيل يافته در اين ناحيه از نظر آبگيري و آب گذاري ضعيف و افت شديد چاهها در اين منطقه مويد نظريه فوق مي باشد.

و در قسمتهاي مركزي و شمال غربي و شمالي دشت بعلت ضخامت نسبتاً زياد آبرفت و دانه درشت بودن آن و تغذيه مسيلهاي اصلي چاه كلنگ و محمود آباد و شيب رسم توپوگرافي موجود وضعيت مخزني سفره نسيتاً خوب و تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب منطقه اي مناسب بنظر مي رسد .

منحني هاي 1000 تا 2000 هدايت الكتريكي موجود در اين ناحيه بر روي نقشه ( هيدرو شيمي ) كه ظاهراً غير منتظره بنظر مي رسد ناشي از تاًثير كيفي مسيل محمود آباد بر سفره موجود ميباشد.

گل سرتاسري موجود در طول دشت ( جنب جاده چاه كلنگ به قوري وبه موازات آن ) و شيب توپوگرافي همين قسمت احتمالاً باعث هدايت و كاناليزه شدن آبهاي زير زميني اين سفره بسمت چاهك مي گردد.

با انجام عمليات ژئوفيزيك مي توان به اين مسئله پي برد .

جهت جريان كلي آبهاي زير زميني از سمت جنوب به سمت شمال غرب ميباشد.

سنگ كف در سرتاسر ناحيه شرقي تشكيلات دگرگوني و تبخيري بوده و تراسهاي تشكيل يافته بعلت دانه ريز بودن از آبگيري چنداني برخوردار نمي باشند.

در ناحيه جنوبي و غربي سفره سنگ كف تشكيلات بختياري و تبخيري و نوع آبرفت تقريباً دانه درشت مي باشد .

نوع آبرفت در ناحيه شرقي و شمالي دانه ريز و متوري بوده و بالا بودن كيفيت آب در اين محدوده گوياي مطالب فوق مي باشد.

ضخامت آبرفت بين 40 تا بيش از 100 متر و آبدهي چاهها بين 10 تا 30 ليتر در ثانيه متفاوت مي باشد .

ب- سفره منطقه كوهپايه اي شهرياري

بعلت مرفولوژي موجود سفره تشكيل شده در منطقه شهرياري از نظر مخزني در نقاط مختلف متفاوت و ارتباط مستقيم با جهت هاي تغذيه هاي جانبي و نوع و جنس آبرفت دارد .

در قسمت جنوبي و جنوب غربي منطقه بعلت عدم تغذيه و جنس سنگ كف دگرگوني و واقع بودن در ابتدا حوزه آبگير چاهها از آبدهي خوبي برخوردار نبوده..

در ناحيه غربي و شمالي و مركزي بعلت ضخامت نسبتاً زياد آبرفت و شيب ملايم توپوگرافي و وجود تراسها و مخروط افكنه ها و تغذيه مسيلهاي جانبي و وضعيت سفره نسبتاً خوب خصوصاً در ناحيه سربرزي بعلت ضخامت زياد آبرفت و دانه درشت بودن و تغذيه مسيل چاه منج و واقع بودن در مركز دشت وضعيت مخزني سفره كاملاً خوب ميباشد .

با طرح تغذيه مصنوعي سيلاب مسيل چاه منج در اين ناحيه ميتوان كمك موثري به اين سفره و سفره سلمانيه نمود.

ضخامت آبرفت بين 50 تا 120 متر ميتوان تخمين زد.

سنگ كف در ناحيه غربي و جنوبي تشكيلات دگرگوني و در ناحيه شرقي و شمالي تشكيلات بختياري و تبخيري ميباشد.

آبدهي چاهها بين 8 تا 35 ليتر در ثانيه اندازهگيري شده است.

اين سفره آبرفتي تشكيل گشته و سفره منطقه سلمانيه احتمالاً با هم در ارتباط ميباشند

سفره آب زير زميني مناطق سعدويه و سلمانيه و چاهك:
در ناحيه سلمانيه بعلت شيب نسبتاً ملايم توپوگرافي و نوع آبرفت و ضخامت زياد آن و تغذيه خوب مسيلهاي سلمانيه و چاه منج وضعيت هيدروژئولوژيكي نسبتاًخوب ميباشد.
سنگ كف قسمت غربي آهكهاي كرتاسه و تشكيلات دگرگوني و در قسمت شرقي تشكيلات بختياري ميباشد.

در منطقه سعدويه و موروئيه در قسمت شمالي و شمال غربي بعلت شيب تند توپوگرافي و ضخامت كم آبرفت و وجود سنگ و وجود سنگ كف دگرگوني چاهها از كميت و كيفيت خوبي برخوردار نميباشند. و هرچه بسمت مركز دشت و در جهت شرق نزديك تر كرديم از نظر مخزني سفره تشكيل يافته موقعيت مناسبتري پيدا مينمايد.

ضخامت آبرفت حدوداً بين 50 تا 110 متر مي توان تخمين زد و آبدهي چاهها بين 10 تا 27 ليتر در ثانيه اندازه گيري گرديده است.

جهت جريان آب زير زميني از سمت شمال غرب و غرب بسمت شرق و جنوب شرق ميباشد.

در حوالي چاهك بدليل واقع بودن در انتهاي حوزه و محل خروجي آبرفتهاي حمل شده طي زمانهاي گذشته ( در اثر تجزيه و تخريب و حمل تشكيلات موجود در حوزه ) در اين گودال جمع و رسوب نموده و ضخامت زيادي را شامل گشته است .

با توجه به مرفولوژي منطقه و عمق چاههاي حفر شده ضخامت آبرفت را مي توان به بيش از 130 متر برآورد نمود .

كه همين موقعيت توپوگرافي موجود باعث گشته كه تراسهاي آبرفتي و مخروط افكنه هائي با موقعيت مخزني نسبتاً خوب در قسمت شمالي و غربي اين ناحيه تشكيل گردد و بدليل همين موقعيت مي توان احتمال وجود بيش از يك سفره آب زير زميني در آبرفت اين ناحيه داد. كه با حفر چاههاي اكتشافي آبرفتي و بررسيهاي ژئوفيزيك به صحت يا سقم اين مطلب پي برد.

سنگ كف در اين ناحيه تشكيلات بختياري و تبخيري ميباشد .

خروجي زير زميني سفره هاي آب زير زميني مناطق شهرياري و چاه كلنگ و ناحيه سلمانيه و سعدويه هم به سمت همين منطقه ميباشد و خود هم بعلت واقع بودن در انتهاي حوزه و محل خروجي احتمالاً خروجي زير زميني دارد.

با حفرچند حلقه چاه پيزومتر مشاهده اي و كنترل سطح ايستايي آنها ميتوان به اين مسئله پي برد .

جهت جريان آبهاي زير زميني از سمت جنوب و غرب و شمال به سمت مركز دشت و نهايتاً به سمت شمال شرق و محل خروج حوزه ميباشد.

جدول تخليه ساليانه منابع آب موجود در منطقه
رديف نوع منبع تخليه ساليانه به ميليون متر مكعب درصد تخليه ساليانه

1 چاه هاي موتوري عميق و نيمه عميق 75/76 88%

2 قنوات 96/8 10%

3 چشمه ها 38/6 2%

مجموع ——— 02/87 100%

جدول 3

9- محاسبه بيلان ساليانه منطقه

بدليل در دست نداشتن ضرائب هيدروديناميكي سفره آبرفتي موجود و مدلي واقعي از فاكتورهاي بيلان منطقه ناچاراً از متوسط بارندگي حوزه آبگير و سطح هاي جزئي تشكيلات مختلف زمين شناسي موجود در خاصيت فيزيكي حوزه آبگير مورد نظر استفاده نموده ايم.

در محاسبه ميزان نفوذ هاي موثر هم سعي گشته ضرائب به كار برده شده مقايسه با مناطق مشابه و واقعيتهاي موجود در منطقه باشد.

در عين حال چنانچه ارقامي غير معقول بنظر رسيد بدلائل ذكر شده در بالا بايستي دور از انتظار ندانست.

متوسط بارندگي ساليانه حوزه 318 ميليمتر

سطح حوزه آبريز 1854 كيلومتر مربع

كل بارندگي ساليانه در سطح حوزه 59 ميليون متر مكعب

متر مكعب بارندگي ساليانه حوزه 106 * 589= 318*1854

فاكتورهاي بكار رفته در نفوذ به سفره آبرفتي عبارتند از :

26% سطح حوزه آبگير شامل تشكيلات بختياري و آهك كرتاسه كه 11% از بارندگي در اين سطح ميزان نفوذ موثر از طريق تغذيه جانبي به سفره آبرفتي ( شامل تغذيه دشت و قنوات )منظور شده است.
ميليون متر مكعب 153 = 26% * 589
ميليون متر مكعب 8/16 = 11% * 153

37% سطح حوزه شامل مخروط افكنه و تراسهاي با نفوذ پذيري خوب كه 9% بارندگي مربوطه نفوذ به سفره آبرفتي دز نظر گرفته شده

ميليون متر مكعب 218 = 37% × 589

ميليون متر مكعب 2/19 = 9% × 218

36% سطح حوزه تشكيلات غير قابل نفوذ و دشت مسطح تشكيل مي دهد كه 5/2% بارندگي اين محدوده بطريق مختلف نفوذ به سفره منظور گشته است

ميليون متر مكعب 212= 36% × 589

ميليون متر مكعب 3/5 = 5/2% × 212

87 ميليون متر مكعب تخليه ساليانه از ( چاه – قنات – چشمه ) داريم كه 10% از اين رقم آب نفوذ بازگشت به سفره ( آب برگشتي حاصل از آبياري ) مي باشد
ميليون متر مكعب 7/8 = 10% * 87

5 – 19% سطح حوزه بين ( ارتفاع 3085-2200 متر ) واقع گرديده كه بعلت ارتفاع زياد و با توجه به شيب تند منحني هيپسو متري در اين محدوده كه از روي آن بعلت شيب تند احتمال جاري شدن سيلاب حاصل از نزولات جوي زياد ميباشد شامل مي گردد كه 20% كل بارندگي در اين سطح نفوذ به سفره به طرق مختلف در نظر گرفته شده است.

ميليون متر مكعب 112 = 19% × 589

ميليون متر مكعب 4/ 22 = 20% * 112

ارقام خروجي زير زميني از منطقه هم بدليل مشخص نبودن ميزان آن در محاسبه منظور نگرديده منتهي بدليل پائين افتادن سطح آب زير زميني منطقه احتمالاً مقدار آن ناچيز و رو به كاهش ميباشد.
در منطقه ورودي سطحي و زير زميني هم از حوزه هاي مجاور در جائي به نظر نميرسد به همين دليل در محاسبه بيلان نيامده است .
مجموع نفوذ بميليون متر مكعب 8/72= 7/8 + 3/5+ 6/16 + 8/16 + 4/22

مجموع برداشت در محدوده سفره آبرفتي ميليون متر مكعب 6/80 = 4/6 – 87

رقم 4/6 ميليون متر مكعب مربوط به تخليه چشمه و قنواتي ميباشد كه مستقيماً از آهك تخليه ميگردند.

مجموع برداشت در محدوده سفره آبرفتي = مجموع نفوذ در سطح سفره آبرفتي

اضافه برداشت ساليانه ميليون متر مكعب 8/7- = 6/80 – 8/72

جدول تخليه ساليانه و بيلان و نمودار بيلان حوزه به پيوست ميباشد.

نتيجه : گذشته از منفي بودن بيلان كه حاكي از پائين افتادن سطح آب زير زميني سفره آبرفتي مي باشد دلائل ديگري هم در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از :

الف- با سوالات گوناگوني كه در منطقه از افراد مطلع بعمل آمده از پنج سال قبل تا كنون در نقاط مختلف سفره بطور متوسط افتي معادل 5/2 تا 6 متر داشته ايم

ب- كم شدن آبدهب چاهها ي دستي و تعميق اكثر آنها ظرف همين چند سال.

بالا رفتن كيفيت شيميائي اكثر چاه ها

ت- كم گشتن يا خشك شدن آب اكثر قنوات و چشمه قناتهاي موجود با توجه به لايروبي آنها و محفوذ ماندن آنها از نظر حريمي

حال با دلائل ذكر شده در بالا بايستي به فكر تداوم سفره آب زير زميني موجود و بهبودي آن كه نهايتاً ارتباط مستقيم با سرنوشت مردم اين محدوده دارد افتاد كه در اين زمينه راههاي ممكنه در بخش پيشنهادات ذكر گرديده است.

جدول 4

جدول 5

10 – نتيجه و پيشنهادات

به طور كلي با نتايجي كه در آخر هر كدام از بخشهاي مختلف اين گزارش ميگيريم و با توجه به اوضاع توپوگرافي حوزه كه امكان كمك رساني آبي به اين منطقه از خارج حوزه به سادگي امكان پذير نيست جهت تداوم منابع آب موجود و بهتر شدن آن كه نهايتاً به سرنوشت مردم اين منطقه بستگي دارد موارد ذيل پيشنهاد ميگردد كه اميد است انشاالله بعد از انجام آن موثر واقع گردد.

پيشنهاد يك دوره مطالعات نيمه تفضيلي جهت توسعه كشاورزي و برآورد بيلان واقعي منطقه

با توجه به مرفولوژي حوزه آبريز و با در نظر گرفتن مستعد بودن منطقه از نظر كشاورزي و توسعه مرتع پيشنهاد طرح تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب بر روي مسيلهاي موجود.

نصب اشل بر روي مسيلهاي چاه كلنگ – شهرياري- چاه منج و سلمانيه جهت محاسبه ميزان سيلاب جاري شده در حوزه و نصب اشل در محل خروجي حوزه آبريز ( در ناحيه شمال شرقي چاهك ) جهت كنترل ميزان سيلاب خروجي از حوزه.

حفر 4 حلقه چاه يا پيزومتر اكتشافي در آهكهاي كرتاسه يال غربي حوزه آبريز دشت ده چاه و مشكان و شهرياري جهت مشخص نمودن ارتباط آب موجود در آهك و سفره آبرفتي و بهره برداري از آنها در صورت مثبت بودن نتيجه آنها جهت كمك به مصارف ضروري .

حفر 5 حلقه چاه و پيزومتر اكتشافي آبرفتي در مناطق مورد لزوم منطقه جهت تعيين ضخامت آبرفت و نوع سفره آبرفتي و تعيين ضرائب هيدروديناميكي سفره آبرفتي.

انجام عمليات ژئوفيزيك در دشت جهت تعيين ضخامت و نوع جنس آبرفت و تشخيص سنگ كف و اثرات سنگ كف و تشكيلات زمين شناسي حاشيه دشت به سفره آبرفتي و تاًثير گسلهاي موجود در دشت از نظر جريانات هيدروژئولوژيكي.

با توجه به بيلان منفي محاسبه شده تا مشخص گشتن بيلان واقعي بعد از مطالعه نيمه تفضيلي محدوديت اضافه برداشت در محدوده سفره جهت پايدار ماندن آن رعايت گردد.

ا آنجائيكه قدرت موتور پمپهاي موجود در هر منطقه يعني ( آبگيري از سفره ) با ضرائب هيدروديناميكي سفره ارتباط مستقيم دارد چنين به نظر مي رسد كه در اكثر مناطق سفره به اين مسئله مهم توجه نگرديده كه بايستي از اين پس در هر منطقه بر آورد آبدهي و متعاقب آن محاسبه قدرت موتور پمپها با توجه به ضرائب هيدروديناميكي سفره موجود در نظر گرفته شود

تاسيس يك ايستگاه كامل هواشناسي در چاهك جهت مطالعه اوضاع هيدروكليماتوژي منطقه.

احيا قنوات و سيماني كردن كانال قنوات و چشمه ها جهت جلوگيري از پرت آب كه البته اين كار توسط جهاد سازندگي و مركز خدمات شهرستان ني ريز شروع گرديده.

ترويج كشاورزي و آبياري جديد بجاي روش سنتي جهت بازده بهتر و صرفه جوئي در مصرف آب .

بررسي و تجديد نظر در نوع كشتهاي ساليانه منطقه از نظر مقدار مصرفي آب آنه در صورت امكان.

بلحاظ وسعت مرتع موجود و اوضاع جوي مساعد براي توسعه آن وبا در نظر گرفتن شغل اهالي كه اكثراً دامدار بوده و تعداد دامهاي موجود ميبايستي از تخريب مرتع وتبديل آن به مزارع كشاورزي ( آبي ) جلوگيري بعمل آيد.

پيشنهاد ترويج و تشويق مردم به پيوند درختان جنگلي به درختان بارور از قبيلف بادام و انجير ديم در سرتاسر مناطق كوهستان و كوهپايه اي ناحيه غربي منطقه امري واجب ولازم بنظر ميرسد.

بررسي و شناسائي كامل آهكهاي اين منطقه.

حفر حدود 35 حلقه پيزومتر مشاهده اي آبرفتي در مناطق مورد لزوم دشت جهت كنترل نوسانات سطح آب سفره آبرفتي

پايان


تز gl/l (655)...

ما را در سایت تز gl/l (655) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 17:16

صفحه بندی